ابر
در این میان،خیزاب های هم چو کوه ، به بلندای ابر ها با زیادی دهشت بار بر
آمدند ،موج روی موج . موجها به دخمه های پنهان اعماق بی پروا یورش بردند
....
بسان ابر که بر فراز دره ها و تپه ها شناور است به تنهایی پرسه می زنم ، ناگهان چشمم به خرمنی افتاد،انبوهی از نرگس زرد ، در کنار دریاچه با نسیم در اهتزاز بودند و می رقصیدند....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 8:21 توسط محمد
|