بعثت در واقع دعوت مردم به عرصه‏ى تربيت عقلانى و تربيت اخلاقى و تربيت قانونى بود. اينها چيزهائى است كه زندگىِ آسوده و رو به تكامل انسان به آنها نيازمند است.
در درجه‏ى اول، تربيت عقلانى است. يعنى نيروى خرد انسانى را استخراج كردن، آن را بر تفكرات و اعمال انسانْ حاكم قرار دادن، مشعل خرد انسانى را به دست انسان سپردن، تا راه را با اين مشعل تشخيص بدهد و قادر بر طى كردن آن راه باشد؛ اين اولين مسئله است؛ و مهمترين مسئله هم همين است. علاوه بر اينكه در درجه‏ى اول در بعثت پيغمبر، مسئله‏ى عقل مطرح شده است، مسئله‏‌ى دانائى مطرح شده است، در سرتاسر قرآن و تعاليم غير قرآنىِ پيغمبر هم، هرچه شما نگاه ميكنيد، مى‏بينيد تكيه‏ى بر عقل و خرد و تأمل و تدبر و تفكر و اين گونه تعبيرات است؛ حتّى در روز قيامت از زبان مجرمان، قرآن ميفرمايد:

«لو كنّا نسمع و نعقل ما كنّا فى اصحاب السّعير»؛(ملك،آیه 10)

علت اينكه ما دچار آتش دوزخ شديم، اين است كه به عقل خود، به خرد خود مراجعه نكرديم، گوش نكرديم، دل نداديم؛ لذا امروز كه روز قيامت است، به اين سرنوشت ابدى تلخ مبتلا شديم.

تربيت عقلاني از جمله مواردي است که قرآن در پرورش آدمي به آن اهمیت زیادی داده است و همان گونه که در آيه شريفه نيز بيان شده دو راه براي نجات انسان از آتش دوزخ است:

1- شنيدن و استجابت دعوت رسولان ، پاکان و نياکان و التزام به مقتضاي سخن آنان ؛

2- تعقل و تدبـر کردن در مقابل حجت حق که به وسيله عقل و تدبير به دست مي آيد .

پي نوشت ها :

1- کلمه سمع در معناي شنيدن صدا و سخن اطلاق مي شود . ولي عقلاء سمع را به معنای شنيدن و به مقتضاي آن ملتزم بودن مي دانند . ( يعني اگر مقتضاي آن اين است که کاري را انجام دهند يا ترک کنند انجام داده و يا ترک کنند)

2- عقل نيز به معناي تشخيص خير و شر به کار مي رود ولي عقلاء دایره را محدود تر میکنند و تعقل را علاوه بر تشخیص دادن خیر و شر عمل به تشخیص را نیز جز معنای تعقل می دانند

3- در آيه شريفه شنیدن را مقدم بر تعقل آورده،چون اغلب مردم از نيروي شنيدن بيشتر استفاده مي کنند تا تعقل ؛ و از نيروي عقل و تعقل به معنای دومی  تنها خواص جامعه بهره مندند .

۴-به نظر بعضى از مفسرين : اگر در آيه ، هم سمع را آورد و هم عقل را، براى اين بود كه تكاليف دينى دائر مدار ادله سمعى و عقلى است.