ماجرای یک نامه
چندي پيش نامه اي از سرلشكر فيروز آبادي به جناب احمدي نژاد را مي خواندم كه هم خوشحال شدم و هم غمگين ;
خوشحاليم از اين جنس بود كه سرلشكر بسيجي به شكرانه اين سه سال و اندي از گزارش رئيس جمهور مسرورشده و نامه اي مرقوم نموده و آنرا به مردم اطلاع رساني نمودند .
ولي اندوهم از اين حيث بود كه چرا بر خلاف سنـت هميشگي ،ايشان اين اقدام را نـموده اند. آيا به اين خاطر نيست که صدايي از کسي در این ساليان بر نيامد ؟ چـرا كـساني که نامه به رئيس و شيخ اصـلاحات مي نوشتند - نظام را هـزينه كـرديد- امروز در حمايت از احمدي نژاد هـيچ حركتي نمي كنند ؟
واقع قضيه اين است كه اگر چهار دستي اصول گرايان از اصولشان دفاع نـكنند باز شايد تاريخ تـكرار گردد .
بعد از رياست جمهوري مقام معظم رهبري شانزده سال ارابه حكومت به دست عده اي بود که با انديشه هاي امام و رهبري فاصله ها داشتند و اين جاي تعجب دارد كه اصول گرايان و اصول خواهان و فرزندان روح ا... نتوانند بيش از چـهار سال اداره حـكومت را به دست بگيرند !!!!.