|
|
شرح مختصر زندگاني مولف شهيد استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است. کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي
کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش. پيام امام خميني ( ره ) به مناسبت شهادت استاد مطهري بسم الله الرحمن الرحيم انالله و انا اليه راجعون اينجانب به اسلام و اولياي عظيم الشأن و به ملت اسلام و خصوصا ملت مبارز ايران، ضايعه ي اسف انگيز شهيد بزرگوار ، متفکر ، فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري قدس سره را تسليت و تبريک عرض مي کنم؛ تسليت در شهادت شخصيتي که عمر شريف و ارزنده ي خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرد و با کجرويها و انحرافات مبارزه اي سرسختانه کرد؛ تسليت در شهادت مردي که در اسلام شناسي و فنون مختلفه ي اسلام و قرآن کريم ، کم نظير بود. من فرزند بسيارعزيزي را از دست داده ام و در سوگ اونشستم . وي از شخصيتهايي بود که حاصل عمرم محسوب مي شد. در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودانه ، ثلمه اي وارد شد که هيچ چيز جايزين آن نيست. تبريک از داشتن اين شخصيتهاي فداکار که در زندگي و پس از آن با جلوه خود نورافشاني کرده و مي کنند. من در تربيت چنين فرزنداني که با شعاع فروزان خود مردگان را حيات مي بخشند و به ظلمتها نور مي افشانند، به اسلام بزرگ، مربي انسانها و به ملت اسلامي تبريک مي گويم. من اگر چه فرزندعزيزي که پاره ي تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنين فرزندان فداکاري در اسلام وجود داشت و دارد. «مطهري» که در طهارت روح ، قوت ايمان و قدرت بيان کم نظير بود، رفت و به ملأ اعلي پيوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصيت اسلامي ، علمي و فلسفي اش نمي رود. ترورها نمي توانند شخصيت اسلامي مردان اسلام را ترور کنند. آنان بدانند که به خواست خداي توانا ، ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ در مبارزه عليه فساد ، استبداد و استعمار مصمم تر مي شوند. ملت ما راه خود را يافته و در قطع ريشه هاي گنديده ي رژيم سابق و طرفداران منحوس آن از پاي نمي نشينند. اسلام عزيز با فداکاري و فدايي دادن عزيزان رشد نمود. برنامه ي اسلام از عصر وحي تاکنون بر شهادت توأم با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفين در رأس برنامه هاي اسلام است. (ومالکم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان). اينان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با اين رفتار غيرانساني مي خواهند انتقام بگيرند يا به خيال خام خود مجاهدين در راه اسلام را بترسانند، بد گمان کرده اند. از هر موي شهيدي از ما و از هر قطره ي خوني که به زمين مي ريزد انسانهاي مصمم و مبارزي به وجود مي آيد. شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنيد، والا ترور فرد هر چه بزرگ باشد براي اعاده ي چپاولگري سودي ندارد. مليت که با اعتقاد به خداي بزرگ و براي احياي اسلام به پا خاسته با اين تلاشهاي مذبوحانه عقبگرد نمي کند. ما براي فداکاري حاضر و براي شهادت در راه خدا مهيا هستيم. اينجانب روز پنجشنبه 13 ارديبهشت 58 را براي بزرگداشت شخصيتي فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت عزاي عمومي اعلام مي کنم و خودم در مدرسه فيضيه روز پنجشنبه و جمعه به سوگ مي نشينم. از خداوند متعال براي آن فرزند عزيز اسلام رحمت و غفران و براي اسلام عزيز، عظمت و عزت مسئلت مي نمايم . سلام بر شهداي راه حق و آزادي. روح الله الموسوي الخميني 12/2/58سخنراني حضرت امام در مدرسه ي فيضيه به مناسبت شهادت استاد اعوذبالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم يکي از فرقهاي مکتب اسلام، مکتب توحيد با مکتبهاي انحرافي، مکتبهاي الحادي اين است که رجال اين مکتب ، شهادت را براي خودشان فوز عظيم مي دانند(يا ليتني کنت معکم فافوز فوزاً عظيماً) . از شهادت استقبال مي کنند، چون قائل هستند به اينکه ما بعد اين عالم طبيعت عالمهاي بالاتر، نوراني تر از اين عالم است. مؤمن در اين عالم در زندان است و بعد از شهادت از زندان بيرون مي رود. اين يکي از فرقهايي است که بين مکتب توحيد با ساير مکتبهاست. جوانهاي ما شهادت را طالب اند؛ علماي متعهد ما براي شهادت پيشقدم مي شوند. آنهايي که به خدا و به روز جزا اعتقاد ندارد، آنها بايد از موت بترسند؛ آنها از شهادت بايد بترسند. ما و شاگردان مکتب توحيد از شهادت نمي هراسيم، نمي ترسيم. بيايند امتحان کنند چنانکه امتحان کردند. و يکي از نکته هايي که مافوق حديث تحقق پيدا کرده اين است که «يؤيد هذا الدينُ برجُل فاجر» با مردهاي فاجر، اراده ي خدا اين دين ما تاييد مي شود. به واسطه ي محمد رضا، اين مرد فاجر، خواهي نخواهي اين دين تاييد شد. براي اينکه هر چه ظلم بيشتر باشد و هر چه ستمکاري بيشتر باشد، دين عدل بيشتر تاييدمي شود. ظالم با احکام، با اعمال ظالمانه ي خودش دين عدل را تاييد مي کند و لايزال اين طور بوده است. فرعون با فرعونيت و طغيانش دين موسي را تاييد مي کند و ابوسفيان با طغيان، دين رسول اکرم ( ص ) را تاييد مي کند و محمد رضا با طغيان و عصيان و جور و ستم، دين اسلام را تاييد مي کند، همان طوري که از قشر متفکرين روحاني، دين ما تاييد مي شود. خداي تبارک و تعالي مي فرمايد که از قشرهاي فاسد هم، از رجل فاجر هم، دين اسلام و دين خدا تاييد مي شود، و آن به همين معناست که گفتم. نه تاييد مي کند، تاييد مي شود (لايزال يؤيد هذا الدين برجل فاجر). اين رجل فاجري که خون عزيز ما را به زمين ريخت، دين خدا را تاييد کرد، يعني خدا دين خودش را به او تاييد کرد. با ريختن خون عزيز ما انقلاب ما تاييد شد. اين انقلاب بايد زنده بماند؛ اين نهضت بايد زنده بماند، و زنده ماندنش به اين خونريزيهاست. بر يزيد خونها را، زندگي ما دوام پيدا مي کند؛ بکشيد ما را، ملت ما بيدارتر مي شود. ما از مرگ نمي ترسيم و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل عجز شماست که در سياهي شب متفکران ما را مي کشيد؛ براي اينکه «منطق» نداريد. اگر منطق داشتيد که صحبت مي کرديد؛ لکن منطق نداريد. منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل مي داند؛ او منطق دارد. لکن با ترور شخصيتهاي بزرگ ما، شخصهاي بزرگ ما، اسلام ما تاييد مي شود. نهضت ما زنده شد؛ در تمام اقشار ايران باز زندگي از سر گرفت؛ اگر سستي و ضعفي پيدا کرده بود زنده شد. اگر نبود شهادت اين مرد بزرگ و اگر اين مرد بزرگ در بستر خودش مرده بود، اين تاييد نمي شد، اين موج بر نمي خاست. الان موجي در همه ي دنيا، همه دنيايي که به اسلام علاقه دارند، بلند شد؛ ساير کشورها هم. برادران من! از موت نرسيد: آنکه مردن پيش چشمش تهلکه است نهي لاتلقوا بگيرد او به دست مردن تهلکه نيست، مردن حيات است. آن عالم«حيات» است، اين عالم مرده است. از مردن نترسيد و نمي ترسيد. آنها بايد بترسند که مردن را از بين رفتن مي دانند، هلاک و فنا مي دانند. چرا مسلمين از موت بترسند؟! چرا علما از موت بترسند؟! اين مکتب باقي است . مکتب اسلام باقي است، اين نهضت باقي است، تا اين ريشه هاي گنديده هم زير خاک برود، تا اين ريشه هاي گنديده هم قطع بشود، تا اين توطئه هاي ضعيف هم خنثي بشود. خداوند شما را تاييد کند. خداوند برادرهاي ما را، خواهرهاي ما را تاييد کند که همه براي اسلام مفيد هستيد و همه نهضت را به پيش برديد. الان هم همه با هم به پيش. والسلام عليکم و رحمةالله و برکاتهپيام امام خميني به مناسبت اولين سالگرد شهادت استاد بسم الله الرحمن الرحيم گرچه انقلاب اسلامي ايران به رغم بدخواهان و ماجراجويان به خواست و توفيق خداوند متعال به پيروزي رسيد و نهادهاي اسلامي انقلابي يکي پس از ديگري در ظرف تقريباً يک سال با آرامش و موفقيت انجام گرفت، لکن به ملت ما و به حوزه هاي اسلامي و علمي خسارتهاي جبران ناپذير به دست منافقين ضد انقلاب واقع شد، همچون ترور خائنانه ي مرحوم دانشمند و اسلام شناس عظيم الشأن حجةالاسلام آقاي حاج شيخ مرتضي شهيد مطهري رحمة الله عليه. اينجانب نمي توانم در اين حال (اشاره به ايام ناراحتي قلبي امام )، احساسات و عواطف خود را نسبت به اين شخصيت عزيز ابراز کنم. آنچه بايد عرض کنم درباره او، آن است که وي خدمتهاي ارزشمندي به اسلام و علم نمود وموجب تاسف بسيار است که دست خيانتکار ،اين درخت ثمربخش را از حوزه هاي علمي و اسلامي گرفت و همگان را از ثمرات ارجمند آن محروم نمود. مطهري فرزندي عزيز براي من و پشتوانه اي محکم براي حوزه هاي ديني و علمي ، خدمتگزاري سودمند براي ملت و کشور بود. خدايش رحمت کند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جايگزين فرمايد. اکنون شنيده مي شود که مخالفين اسلام و گروه هاي ضد انقلاب در صدد هستند که با تبليغات اسلام شکن خود دست جوانان عزيز دانشگاهي ما را از استفاده از کتب اين استاد فقيد کوتاه کنند. من به دانشجويان و طبقه روشنفکران متعهد توصيه مي کنم که کتابهاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاي غير اسلامي فراموش شود. از خداوند متعال توفيق همگان را خواهنم . والسلام علي عبادالله الصالحين روح الله الموسوي الخميني 30/1/1359 پيام امام خميني به مناسبت دومين سالگرد شهادت استادبسم الله الرحمن الرحيم سالروز شهادت شهيدي مطهري است که درعمر کوتاه خود اثرات جاويدي به يادگار گذاشت که پرتوي از وجدان بيدار و ورح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمي روان و فکري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي با زبان مردم و بي قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بي استثناء آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصايح او که از قلبي سرشار از ايمان و عقيدت نشأت مي گرفت، براي عارف و عامي سودمند و فرحزاست. اميد آن بود که از اين درخت پرثمر، ميوه هاي علم و ايمان بيش از آنچه بجا مانده، چيده شود و دانشمنداني پربها تسليم جامعه گردد. مع الاسف دست جنايتکاران مهلت نداد و جوانان عزيز ما را از ثمره طيبه اين درخت برومند محروم نمود، و خداي را شکر که آنچه از اين استاد شهيد باقي است با محتواي غني خود مربي و معلم است. مرحوم شهيد استا مطهري به ابديت پيوست؛ خدايش با رحمت خود با مواليانش محضور فرمايد. روح الله الموسوي الخميني 9/2/1360 بيانات امام خميني به مناسبت سومين سالگرد شهادت استاد... و چون روز منطبق است با سالروز وفات مرحوم مطهري رحمه الله، من بايد يک کلمه هم از او به شما عرض کنم . مرحوم آقاي مطهري يک فرد بود، جنبه هاي مختلف در او جمع شده بود، و خدمتي که به نسل جوان و ديگران کرده است، کمتر کسي کرده است. آثاري که از او هست، بي استثناء همه ي آثارش خوب است و من کس ديگري را سراغ ندارم که بتوانم بگويم بي استثناء آثارش خوب است. ايشان بي استثناء آثارش خوب است، انسانساز است، براي کشور خدمت کرده، در آن حال خفقان خدمتهاي بزرگ کرده است اين مرد عاليقدر. خداوند به حق رسول اکرم او را به رسول اکرم ( ص ) محشور بفرمايد. پيام علامه طباطباييباسمه تعالي به ياد يک شخصيت علمي و فلسفي که با درگذشت خود دنيايي را غرق اسف ، و جهان فضل و دانش را با از ميان رفتن خود عزادار نمود. مرحوم مغفور مطهري که دانشمندي بود متفکر و محقق، داراي هوش سرشار و فکري روشن و ذهني واقع بين، تاليفاتي که از خود به يادگار گذاشته وتحقيقاتي که در اطراف مقاصد علمي و برهان نگاشته و در لابلاي کتابهايش به چشم مي خورد، اعجاب آور است. مرحوم مطهري با تاريخ زندگي پر ارزش و سعادتمند خود که پر از تلاش علمي و تفکر فلسفي بود به شيفتگان علم و فلسفه، پيغامي رسا و پر ارزش مي فرستد که از کوشش و تلاش کمال هر گز آرام ننشسته و مجاهده ي علمي و کمالي را هرگز فراموش نکنند و حيات خود را که بهترين متاع انساني است در بازار حقايق به حيات معنوي – که حيات عالي انساني است و تا دنيا دنياست بقاي ابدي دارد – تبديل کنند و در اين چند روز زندگي شيفته و فريخته ي شخصيتهاي ساختگي و خيالي نباشند. آري، يک راه باريکي که يک مرد دانشمند به حقايق باز کند، براي وي حيات ابدي مي بخشد و از دنيا و مافيها ارزنده تر است. محمد حسين طباطبايي |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 16:31 توسط محمد
|



